آقای مهندس و دیگه خوده آقای مهندس(تنها)

من ثابت مي كنم كه غير ممكن هم ممكنه(واقعا ها)

دله شکسته

استادی از شاگرد پرسید

آیا میشود با قبلی شکسته بازهم عاشق شد؟

شاگرد: بلی استاد!!

استاد با عصبانیت گفت خیـــــــــــــــــر

شاگرد: آیا شما بخاطری که لیوان شکسته شده است از آب خوردن دست کشیده اید؟

استاد سکوت کرد و چندی بعد گفت با لیوان شکسته به طرفی که آب می خورد آسیب میرسد

شاگرد گفت دقیقا همین است استاد

میشود!! اما طرف را مثله خودت نابود می کنی


راه های...

3 راه برای زود تر مردن

1. روزی یک پاکت سیگار بکشید تا 10 سال زود تر بمیرید

2. هر روز نوشیدنی های الکی بنوشید تا 30 سال زود تر بمیرید

3. عاشق کسی شوید که عاشق کسی دیگر است ، هر روز روزی 1000 بار میمیرید و زنده میشوید

 

اگه قرار باشه من حد اقل 60 سال زندگی کنم

با مشروب و سیگارم میشه 30 سال

24 سال گذشته

این شالله 6 سال دیگه


ﺣﮑﺎﯾﺖ ﻣﺎ آﺩﻣﻬﺎ

ﺍﺳﺘﺎﺩﯼ ﺍﺯ ﺷﺎﮔﺮﺩﺍﻥ ﺧﻮﺩ ﭘﺮﺳﯿﺪ :
ﺑﻨﻈﺮ ﺷﻤﺎ ﭼﻪ ﭼﯿﺰ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺭﺍ ﺯﯾﺒﺎ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ؟
ﻫﺮﯾﮏ ﺟﻮﺍﺑﯽ ﺩﺍﺩﻧﺪ
، ﯾﮑﯽ ﮔﻔﺖ : ﭼﺸﻤﺎﻧﯽ ﺩﺭﺷﺖ 
. ﺩﻭﻣﯽ ﮔﻔﺖ: ﻗﺪﯼ ﺑﻠﻨﺪ
.ﺩﯾﮕﺮﯼ ﮔﻔﺖ : ﭘﻮﺳﺖ ﺷﻔﺎﻑ ﻭ ﺳﻔﯿﺪ !
… ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﺍﺳﺘﺎﺩ ﺩﻭ ﻟﯿﻮﺍﻥ ﺍﺯ ﮐﯿﻔﺶ ﺩﺭ ﺁﻭﺭﺩ . 
ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻟﯿﻮﺍﻥ ﻫﺎ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﻟﻮﮐﺲ ﻭ ﺯﯾﺒﺎ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﺳﻔﺎﻟﯽ ﻭ ﺳﺎﺩﻩ،ﺳﭙﺲ ﺩﺭ ﻫﺮ ﯾﮏ ﺍﺯ ﻟﯿﻮﺍﻥ ﻫﺎ ﭼﯿﺰﯼ ﺭﯾﺨﺖ .
ﺭﻭ ﺑﻪ ﺷﺎﮔﺮﺩﺍﻥ ﮐﺮﺩ ﻭ
ﮔﻔﺖ : ﺩﺭ ﻟﯿﻮﺍﻥ ﺭﻧﮕﯿﻦ ﻭ ﺯﯾﺒﺎ ' ﺯﻫﺮ' ﺭﯾﺨﺘﻢ ﻭ ﺩﺭ ﻟﯿﻮﺍﻥ ﺳﻔﺎﻟﯽ' ﺁﺑﯽ ﮔﻮﺍﺭﺍ ,'
ﺷﻤﺎ ﮐﺪﺍﻡ ﺭﺍ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﻣﯽ ﮐﻨﯿﺪ؟
ﻫﻤﮕﯽ ﺑﻪ ﺍﺗﻔﺎﻕ ﮔﻔﺘﻨﺪ : ﻟﯿﻮﺍﻥ ﺳﻔﺎﻟﯽ ﺭﺍ !
ﺍﺳﺘﺎﺩ ﮔﻔﺖ : ﻣﯽ ﺑﯿﻨﯿﺪ؟ 
ﺯﻣﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺣﻘﯿﻘﺖ ِ ﺩﺭﻭﻥ ﻟﯿﻮﺍﻥ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺷﻨﺎﺧﺘﯿﺪ،
ﻇﺎﻫﺮ ﺑﺮﺍﯾﺘﺎﻥ ﺑﯽ ﺍﻫﻤﯿﺖ ﺷﺪ 
ﺣﮑﺎﯾﺖ ﻣﺎ آﺩﻣﻬﺎ ﻫﻤﯿﻨﻪ


ماه عسل

عشقی رو دوست دارم که به جنون ، دیوونگی ختم بشه ...


یک سال

دقیق شد یک سال که من صداشو نشنیدم

پارسال شب قدر بود

...

نیم ساعتی که از عمرمم حساب نشد

...


23 روز

23 روز که عشقم فهمیدم ازدواج کرده

40 بسته سیگار

23 بار اقدام برای کاری که بتونم برش گردونم

23 روز تحقیر

23 روز رنج

23 روز نفرت از خودم

23 روز ....

 

 


زندگی را باید از " گـُـــرگ " آموخت و بَس !!! گرگ با همنوعانش شکار میکند !خو میگیرد ، زندگی میکند !ولی چنان به آنان بی اعتماد است که شب هنگام خواببا یک چشم باز میخوابد !!!شاید گرگ معنی رفاقت را خوب درک کرده است.....!!!

کیفیت زندگی شما را دو چیز تعیین می کند : 
کتابهایی که می خوانید و 
انسانهایی که ملاقات می کنید !


بدون شرح

الان حتما تو بغلشی!!

 

منم الان تو دسته

 

تو عشقت

منم سیگارم

 

اینم از ارثی که تو برام گذاشتی

خوابمم نمیره

 

 


چندی دیگر

ﺳﻼﻡ ﻋﺸﻘﻢ ﺧﻮﺑﯽ؟
ﻣﺮﺳﯽ ﺍﺯ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺍﻭﻣﺪﯼ ﺩﯾﺪﻧﻢ ... ﻋﺸﻘﻢ ﻗﻮﻝ ﺑﺪﻩ ﺯﻭﺩ ﺑﻪ ﺯﻭﺩ ﺑﯿﺎﯼ
ﺩﯾﺪﻧﻢ ﺑﺎﺷﻪ ؟؟
ﻭﺍﯾﺴﺎ ﺑﺒﯿﻨﻢ ﭼﺮﺍ ﭼﺸﻤﺎﺕ ﺧﯿﺴﻪ . ﺩﺍﺭﯼ ﮔﺮﯾﻪ ﻣﯿﮑﻨﯽ؟؟
ﺗﻮ ﭼﻨﺪ ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﺑﺎ ﻫﻢ ﺑﻮﺩﯾﻢ ﮔﺮﯾﺖ ﺭﻭ ﻧﺪﯾﺪﻩ ﺑﻮﺩﻡ .. ﻋﺸﻘﻢ ﻧﮑﻨﻪ
ﺩﻟﺖ ﻭﺍﺳﻪ ﻣﻦ ﺗﻨﮓ ﺷﺪﻩ ﻧﻪ ؟؟ ﺭﺍﺳﺘﺶ ﻣﻨﻢ ﺩﻟﻢ ﻭﺍﺳﺖ ﺧﯿﻠﯽ ﺗﻨﮓ
ﺷﺪﻩ .. ﭼﺮﺍ ﺩﺍﺭﯼ ﮔﺮﯾﻪ ﻣﯿﮑﻨﯽ ﺑﺲ ﮐﻦ ﺩﯾﮕﻪ .. ﺍﮔﻪ ﻭﺍﺳﻪ ﮐﻢ ﻣﺤﻠﯽ
ﻫﺎﺕ ﺍﮔﻪ ﻭﺍﺳﻪ ﺑﺪ ﺣﺮﻑ ﺯﺩﻥ ﻫﺎﺕ ﺍﮔﻪ ﻭﺍﺳﻪ ﺑﯽ ﻣﺮﺍﻣﯽ ﻫﺎﺕ ﺩﺍﺭﯼ
ﮔﺮﯾﻪ ﻣﯿﮑﻨﯽ ﮔﺮﯾﻪ ﻧﮑﻦ ﻣﻦ ﻗﺒﻞ ﻣﺮﮔﻢ ﺑﺨﺸﯿﺪﻣﺖ ﻭﻟﯽ ﻫﺮﭼﯽ ﺯﻧﮓ
ﺯﺩﻡ ﺑﻬﺖ ﺑﮕﻢ ﺗﻮ ﺟﻮﺍﺏ ﻧﻤﯿﺪﺍﺩﯼ ﻭ ﮔﻮﺷﯿﺖ ﺭﻭ ﺧﺎﻣﻮﺵ ﮐﺮﺩﯼ ..
ﺭﺍﺳﺘﯽ ﺳﻨﮓ ﻗﺒﺮﻡ ﻗﺸﻨﮕﻪ ؟ ﺩﺳﺘﺖ ﺭﻭ ﺑﮑﺶ ﺭﻭ ﺳﻨﮕﻪ ﻗﺒﺮﻡ ﺗﺎ ﺁﺭﻭﻡ
ﺷﻢ .. 

 

...................................

 


عشق ؟

عشق مث یه پیامبره که با وعده ی بهشت، دنیات رو جهنم می کنه
بهشتی که معلوم نیست هست یا نه ...

 

 


کودک گل فروش

 

کودکی گل فروش با صدای عاجزانه التماسم کرد . . . گل بخرم. . .

گفتم برای کی؟؟؟

گفت برای هدیه دادن به عشقت. . .

گفتم اگه عشقم به عشقش هدیه داد. . .

لحظه ای سکوت کردو گفت:گلهایم فروشی نیست. . .


ماه رمضون و خاطره ی اشنایی

ماه رمضون 4 سال پیش

ما با هم بودیم

یعنی همون موقع ها با هم اشنا شدیم

 

سلامتی عشقه قدیمی که الان تو بغل یکی دیگس

 


کام تلخ سیگارم را دوست دارم

سردیش بر دهانم یاداوره داغیست که هرگز پاک نمی شود

 


لعنت

با هر کس همنام تو درگیر شدم

ای تف  جهان تا ابد غم بودن

ای مرگ بر این ساعت بی هم بودن

یادش همه جا هست خودش نوشه شما

ای ننگ بر او مرگ بر آغوش شما

شمشیر بر آن دست که برگردنش است

لعنت به تنی که در کناره تنش است

دست از شب و روز گریه بردار گلم

با پای خودم می روم این بار گلم

 

"صادق سگه ولگرد"

 


مهندسه به گند کشیده شده ی بد بخت

خوب

سلام

وقت همه تون بخیر

امید وارم حال همتون خوب باشه

بهلوله عزیزمم که معلوم نیست کجاس

 

بگذریم

حامل خبری بس سرور آور و خوشحال کننده ای هستم

البته نه واسه خودم

واسه سودی و خونوادش شایدم بعضی از مخاطبای خودم

البته همه باید شاد باشیم

سودابه چندی پیش ازدواج کرد و دیگه ....

وای خدا جون اشکام از اون شب مدااااااااااااام میریزن

بگذریم شگون نداره گریه

فقط دلم اونقد پره

اونقد عقده دارم تو این گلوم

که نفسم به زور میاد و میره

کاش حد اقل با یکی ازدواج میکرد که در شان پاکیه سودابه می بود

 

باز هم بگذریم

مراتب تبریک و شادی را همراه با خون آب جگرم و از صمییم قلبه نابود شده ام پیوندتان را تبریک میگویم

زین پس منم با سیگارم

ایام به کام

خدا نگهدار


شعری فوق العاده

"صادق آن سگ ولگرد اگر برگردد"  موزیک فوق العاده ای که 

 

لیلی

بنیشین خاطره ها را رو کن

لب وا کن و با واژه بزن،جادوکن 

لیلی تو بگو ،حرف برزن ،نوبت توست

بعد از منو جان کندن من نوبت توست

لیلی 

مگذار از دم خود دود شوم

لیلی مپسند این همه نابود شوئم

 

لیلی بنشین سینه و سر آورده ام 

مجنون و خون آب جگر آوردم

مجنونم و خون در دهنم می رقصد

دستان جنون در دهنم می رقصد 

مجنون تو هستم که فقط گوش کنی

بگذاریم و باز فراموش کنی

دیوانه تر از من چه کسی هست،کجاست...یک عاشقِ این گونه از این دست کجاست

تا اخم کنی دست به خنجر بزند...پلکی بزنی به سیم آخر یزند

تا بغض کنی،درهم و بیچاره شود...تا آه کِشی،بندِ دلش پاره شود

اِی شعله به تن،خواهرِ نمرود بگو...دیوانه تر از من چه کسی بود،بگو

آتش بزن این قافیه ها سوختنی ست...این شعرِ پُر از داغِ تو آتش زدنی ست

اَبیاتِ روانی شده را دور بریز...این دردِ جهانی شده را دور بریز

من را بگذار عشق زمین گیر کند...این زخمِ سراسیمه مرا پیر کند

این پِچ پِچه ها چیست،رهایم بکنید...مردم خبری نیست،رهایم بکنید

من را بگذارید که پامال شود...بازیچه ی اطفالِ کهنسال شود

من را بگذارید به پایان برسد...شاید لَت و پارَم به خیابان برسد

من را بگذارید بمیرد،به درَک...اصلا برود ایدز بگیرد،به درَک

من شاهدِ نابودی دنیای منم...باید بروم دست به کاری بزنم

حرفت همه جا هست،چه باید بکنم...با این همه بن بست چه باید بکنم

لیلی تو ندیدی که چه با من کردند...مردم چه بلاها به سَرم آوردند

من عشق شدم،مرا نمی فهمیدند...در شهرِ خودم مرا نمی فهمیدند

این دغدغه را تاب نمی آوردند...گاهی همگی مسخره ام می کردند

بعد از تو به دنیای دلم خندیدند...مردم به سراپای دلم خندیدند

در وادیِ من چشم چرانی کردند...در صحنِ حَرم تکه پرانی کردند

در خانه ی من عشق خدایی می کرد...بانوی هنر،هنرنمایی می کرد

من زیستنم قصه ی مردم شده است...یک تو،وسط زندگیم گم شده است

اوضاع خراب است،مراعات کنید...ته مانده ی آب است،مراعات کنید

از خاطره ها شکر گذارم،بروید...مالِ خودتان دار و ندارم،بروید

لیلی تو ندیدی که چه با من کردند...مردم چه بلاها به سرم آوردند

من از به جهان آمدنم دلگیرم...آماده کنید جوخه را،می میرم

در آینه یک مردِ شکسته ست هنوز...مرد است که از پا ننشسته ست هنوز

یک مرد که از چشمِ تو افتاد شکست...مرد است ولی خانه ات آباد،شکست

در جاده ی خود یک سگِ پاسوخته بود...لب بر لب و دندان به زبان دوخته بود

بر مسندِ آوار اگر جغد منم...باید که در این فاجعه پرپر بزنم

اما اگر این جغد به جایی برسد...دیوانه اگر به کدخدایی برسد

ته مانده ی یک مرد اگر برگردد...صادق،سگ ولگرد اگر برگردد

معشوق اگر زهر مهیا بکند...داود نباشد که دری وا بکند

این خاطره ی پیر به هم می ریزد...آرایش تصویر به هم می ریزد

اِی روح مرا تا به کجا می بری ام...دیوانه ی این سرابِ خاکستری ام

می سوزم و می میرم و جان می گیرم...با این همه هر بار زبان می گیرم

در خانه ی من پنجره ها می میرند...بر زیر و بمِ باغ،قلم می گیرند

این پنجره تصویرِ خیالی دارد...در خانه ی من مرگ تَوالی دارد

در خانه ی من سقف فرو ریختنی ست...آغاز نکن،این اَلَک آویختنی ست

بعد از تو جهانِ دگری ساخته ام...آتش به دهانِ خانه انداخته ام

بعد از تو خدا خانه نشینم نکند...دستانِ دعا بدتر از اینم نکند

من پای بدی های خودم می مانم...من پای بدی های تو هم می مانم

لیلی تو ندیدی که چه با من کردند...مردم چه بلاها به سرم آوردند

آواره ی آن چشمِ سیاهت شده ام...بیچاره ی آن طرز نگاهت شده ام

هر بار مرا می نگری می میرم...از کوچه ی ما می گذری می میرم

سوسو بزنی،این شهر چراغان شده است...چرخی بزنی،آینه بندان شده است

لب باز کنی،آتشی افروخته ای...حرفی بزنی،دهکده را سوخته ای

بد نیست شبی سر به جنونم بزنی...گاهی سَرکی به آسمانم بزنی

من را به گناهِ بی گناهی کُشتی...بانوی شکار،اشتباهی کُشتی

بانوی شکار،دست کم می گیری...من جان دهم آهسته،تو هم می میری

از مرگِ تو جز درد مگر می ماند...جز واژه ی برگرد مگر می ماند

این ها همه کم لطفیِ دنیاست عزیز...این شهر مرا با تو نمی خواست عزیز

دیوانه ام،از دست خودم سیر شدم...با هر کسِ همنامِ تو درگیر شدم

اِی تُف به جهانِ تا ابد غم بودن...اِی مرگ بر این ساعتِ بی هم بودن

یادش همه جا هست،خودش نوشِ شما...اِی ننگ بر و مرگ بر آغوشِ شما

شمشیر بر آن دست که بر گردنش است...لعنت به تَنی که در کنار تنش است

دست از شب و روز گریه بردار گلم...با پای خودم می روم این بار گلم


مهندس و نرم افزار خدا!!

خدا توی سیستم مانیتورینگ بنده هاش یه باگ(خطا) داره

هر چی Request می فرستم Time out میده!!!

 

یا شاید هم خدا IP منو بلاک کرده

والا!!!

هر چی پینگ می گیرم تایم اوت میشه!!!

 


وضعیت و شرایط خطرناک

چند وقت گذشته؟

1روز؟

1ماه؟

10 ماه؟

20 ماه؟

1 سال؟

2 سال؟

3 سال؟

نزدیک 3 ساله که رنگ آرامش رو ندیدم

3 ساله که تو حسرت یه بار صحبت آرامش دهنده با تو ام

3 ساله یه بغض گیر کرده تو این گلوم و داره خفم می کنه

س..... می فهمی 3 سال انتظار یعنی چی؟

3 سال ..........

 

خدایا 

منو می بیبنی؟ میشنوی؟

اگه واقعا دیگه توی لیست بنده هات واسه من جایی نیست بگو دیگه بیخودی امیدی نداشته باشم از سمت تو

چرا؟

ها؟

 

خدا.....

استغفرالله

ده آخه نوکرتم چرا ؟

من باید واسه چند ثانیه آرامش چقدر بهت التماس کنم

خسته شدم به جون خودم

ببر آقا 

منو ببر

نمی خوام دیگه

:(

بخدا نمی کشم دیگه

س... خانوم

الان تو اون شرایط داغونم که بهت گفته بودم

:(

تورو خدا ....


متنفر

متنفرم از خودم …

که همیشه نگران کسی میشوم

که اگر بمیرم هم …

به چهلمم نخواهد رسید…

 


س.... جان یعنی می خوای بگی نمیای به وبلاگم؟

یعنی می خوای بگی پیام ها مو نمی خونی؟

 

من فاتحم خونده شد 

رفت

خلاص

 


مهندس تنها

دیریست که دلدار پیامی نفرستاد.....

بی ربط فقط قشنگ

به چه می خندی تو؟

به مفهوم غم انگيز جدايی؟

به چه چيز ؟

به شکست دل من يا به پيروزی خويش ؟

به چه می خندی تو؟

به نگاهم که چه مستانه تو را باور کرد؟

يا به افسونگری چشمانت که مرا سوخت و خاکستر کرد؟

به چه می خندی تو؟

به دل ساده من می خندی که دگر تا به ابد نيز به فکر خود نيست؟

خنده دار است بخند....


روزگار بس ناجوان مردانه است س.... جان

 


...


آدمها وقتی ناامید می شوند به خیلی کمتر از آنچه
لیاقتش را دارند راضی می شوند
این دلیلی ست برای وجود
آدمهای نالایق در زندگیمان...!
" پروفسور سمیعی "


و تو...

مــن گــمان می کــردم،
رفتنــت ممــکن نیســت

رفتنــت ممــکن شــد،
بــاورش ممــکن نیســت

و تــو نمــی دانــی، نه!
...کــه چــه دردی دارد،

خــلاء جــای تــو را حــس کــردن
و همــین درد هــمه جــان مــرا می کــاهــد

و تــو نمــی دانــی، نه!

 

 

بلاک کردن توی فیس بوک؟

من همیشه بهت دسترسی دارم س.....

همیشه


پیام مهندس به عشقش

بیست و چند ساله پیش یه روز قشنگی خدا یه فرشته ای رو به زمین میفرسته
اون فرشته ی خوشگل میشه عشق یک بنده ی گناه کار

امروز روز تولد اون فرشته ای یه که یکی برای شنیدن صداش حتی برای چند ثانیه ْماه هاس که داره انتظار میکشه و خون گریه می کنه

دوازده هزارو چهارصد خط .نزدیک یک هزار و صد صفحه براش توی وبلاگش نوشته
الان اون مرد داره سوی چشماش رو از دست میده

نمی دونم بیشتر خوشحالم یا غمگینم
اما خوب این مناسبت برام یه طراوت و تازه گی آورده
مثه آتیشی که زیره خاکستره و یه زیرو رو شده

من شنیدم خدا فرشته هاشو خیلی دوس داره
میگن خدا با فرشته ها صحبت می کنه

خدا جونم اگه صدامو میشنوی
تولد اون فرشتس
ندای تبریک من رو به قلبش برسون

بهش بگو یه نفر
یه گوشه داره واسه شادیت دعا می کنه

از طرف یه مرد عاشق

 

ساعت 2:10 بامداد


مهندس داغون!!!داغونااااااااااا!!!

چرا من نباید حق داشته باشم روی صفحه فیس بوکت تولده عشقم رو تبریک بگم

همه اومدن رو تایم لاینت تبریک گفتن

 

بخدا قسم ظلمه

من باید اینجا خفه خون بگیرم

:(

........................

 


دله مهندس

شعری که خودم گفتم

هیچ کس هم نباید بخونه

حتی س......

 


ادامه مطلب »
Weblog Themes By Pichak

........ مطالب قدیمی‌تر >>

درباره وبلاگ


یک شبی مجنون نمازش را شکست
بی وضو در کوچه لیلا نشست

عشق آن شب مست مستش کرده بود
فارغ از جام الستش کرده بود

سجده ای زد بر لب درگاه او
پر زلیلا شد دل پر آه او

گفت یا رب از چه خوارم کرده ای
بر صلیب عشق دارم کرده ای

جام لیلا را به دستم داده ای
وندر این بازی شکستم داده ای

نشتر عشقش به جانم می زنی
دردم از لیلاست آنم می زنی

خسته ام زین عشق، دل خونم مکن
من که مجنونم تو مجنونم مکن

مرد این بازیچه دیگر نیستم
این تو و لیلای تو ... من نیستم

گفت: ای دیوانه لیلایت منم
در رگ پیدا و پنهانت منم

سال ها با جور لیلا ساختی
من کنارت بودم و نشناختی

عشق لیلا در دلت انداختم
صد قمار عشق یک جا باختم

کردمت آوارهء صحرا نشد
گفتم عاقل می شوی اما نشد

سوختم در حسرت یک یا ربت
غیر لیلا برنیامد از لبت

روز و شب او را صدا کردی ولی
دیدم امشب با منی گفتم بلی

مطمئن بودم به من سرمیزنی
در حریم خانه ام در میزنی

حال این لیلا که خوارت کرده بود
درس عشقش بیقرارت کرده بود

مرد راهش باش تا شاهت کنم
صد چو لیلا کشته در راهت کنم.
دریافت همین آهنگ

M0ZHGAN
  • شیمی
  • نسل سومی